عکس میکروسکوبی از حشرات اطراف ما ...

 

به نام خدا

 

 

 

کرم خاک که در لایه های مرده پوست

 

 

کک گربه در زیستگاه مورد علاقه

 

 

لارو خرمگس آبی

 

 

مگس

 

 

عنکبوت

 

 

کک

 

 

کرم صدیا

 

 

زنبور

 

 

مورچه

 

 

زنبور عسل

 

 

ساس که از خون انسان تغذیه می کند

 

 

توصیه هایی برای روزه داری در ماه مبارک رمضان

 

به نام خدا

                    

                      

 

اگر چه برای روزه‌داران واقعی فواید روزه از نظر آثاری که بر جسم آنها دارد اهمیت کمتری نسبت به آثار روحی آن دارد اما به هر حال در روایات بر این نکته تأکید شده است که گذشته از آثار معنوی، روزه ماه رمضان در سلامت جسمی روزه‌داران هم مؤثر است.
 
فراموش نشود، تنها در شرایطی می‌توان انتظار داشت روزه‌دار سلامت جسم و روح را به دست آورد که مطابق اصول صحیحی رفتار کند؛ مثلا روزه می‌تواند با کاهش وزن بدن، سبب کاهش فشار بر مفاصل استخوانی پا، کمر و سایر اندام‌ها شود؛ البته درصورتی که شخص روزه‌دار، در خوردن افطاری و سحری طوری زیاده روی نکند که بعد از پایان ماه رمضان اضافه وزن پیدا کند. نکته حائز اهمیت این است که چرا اگر قرار است کمتر بخوریم و کمتر بیاشامیم برخی از ما در پایان ماه رمضان اضافه وزن پیدا می‌کنیم؟بدون شک یک جای کار مشکل دارد و آن، این است که نمی‌دانیم چه بخوریم، کی بخوریم و چطور بخوریم...!
 
در ماه مبارک رمضان، رژیم غذایی نباید به نسبت قبل خیلی تغییر کند و درصورت امکان باید ساده باشد. همچنین، رژیم غذایی باید طوری تنظیم شود که روی وزن تأثیر زیادی نداشته باشد. البته اگر فرد دچار اضافه وزن است، ماه رمضان فرصت مناسبی است تا وزن به حالت طبیعی بازگردد.
 
با توجه به ساعات طولانی ناشتا بودن، باید غذاهایی را مصرف کرد که به کندی هضم می‌شوند، مثل غذاهای حاوی فیبر زیاد.
 
غذاهای دیر هضم معمولا 8‌ساعت در دستگاه گوارش می‌مانند درحالی‌که غذاهای سریع‌الهضم فقط 3 تا 4ساعت در معده باقی می‌مانند.
 
مواد غذایی دیر هضم عبارتند از: حبوبات و غلات مثل جو، گندم، لوبیا، عدس، آرد، برنج با پوست و کربوهیدرات‌ها. غذاهای سریع‌الهضم عبارتند از: غذاهای حاوی قند، آرد سفید (که به کربوهیدرات‌های تصفیه شده معروفند).
 
مواد غذایی حاوی فیبر عبارتند از: گندم سبوس دار، غلات و حبوبات، سبزی‌ها، لوبیا سبز، نخود، ذرت، اسفناج، برگ چغندر، میوه‌ها (با پوست)، میوه خشک شده مثل برگه زردآلو، انجیر، آلوخشک، بادام.
 
غذاهای مصرفی باید در حالت تعادل با یکدیگر باشند و از همه گروه‌های غذایی مثل میوه، سبزی‌ها، گوشت، مرغ، ماهی، نان، حبوبات و محصولات لبنی در رژیم غذایی وجود داشته باشد.غذاهای سرخ شده باید محدود شوند زیرا باعث عدم‌هضم، سوزش سر دل و اختلال در وزن می‌شوند.
 

چه چیزهایی بخوریم
 
برای خوراک سحر، مصرف کربوهیدرات‌های مرکب که برای هضم آنها زمان زیادی لازم است، توصیه می‌شود زیرا در طول روز کمتر گرسنه می‌شوید.حلیم یک منبع عالی پروتئین است و جزو غذاهای دیر هضم به‌شمار می‌آید.
 
خرما سرشار از قند، فیبر، کربوهیدرات، پتاسیم و منیزیم است.مغز بادام، غنی از املاح به‌خصوص کلسیم و فیبر است. موز یک منبع خوب پتاسیم، منیزیم و کربوهیدرات است.مصرف زیاد آب یا آبمیوه درصورت امکان در فاصله بین افطار و زمان خواب باعث تأمین آب مورد نیاز بدن می‌شود.
 

چه چیزهایی نخوریم
 
غذاهای سرخ کردنی و خیلی چرب، غذاهای حاوی قند خیلی زیاد و خوردن غذاهای زیاد به‌خصوص هنگام سحر اصلا توصیه نمی‌شود.خوردن چای زیاد هنگام سحر، ممنوع! زیرا چای باعث افزایش ادرار شده و از این طریق نمک‌های معدنی که در طول روز بدن به آنها نیاز دارد دفع می‌شوند.سیگار، هرگز! 
 
 
توصیه‌های افطاری
 
بیشتر انرژی بدن باید با خوردن سحری تأمین شود. پس افطار را سبک بخورید تا شکم سنگین نشود.غذای افطار باید سبک و پرکالری بوده و سریع هضم شود؛ مثل خرما، شله زرد، مقدار کمی شیر و چای کمرنگ. حتما برای افطار از غذاهای کم حجم استفاده کنید تا به معده فشاری وارد نشود.
 
بهتر است با چای شیرین و خرما روزه خود را باز کنید و حتی‌المقدور از نوشیدن آب زیاد بپرهیزید چون این کار باعث بی‌حالی، ضعف و درد معده خواهد شد. موقع افطار مایعات زیادی مصرف نکنید؛ چرا که مصرف مایعات در این زمان سبب سوءهاضمه می‌شود.فراموش نکنید در ساعات بعد از افطار نوشیدن آب زیاد مفید است. باز هم تکرار می‌کنیم در زمان افطار و سحر از خوردن غذاهای چرب خودداری کنید.
 
 
توصیه‌های سحری
 
اولین و مهم‌ترین نکته این است که پرخوری در هنگام سحر نه تنها از احساس گرسنگی در ساعات انتهایی روز جلوگیری نمی‌کند بلکه در ساعات ابتدایی بعد از سحر، فشار زیادی را به معده و دستگاه گوارش فرد وارد می‌کند که سبب بروز علائمی نظیر سوءهاضمه، درد و نفخ معده می‌شود.در ماه رمضان سعی کنید شب‌ها زود بخوابید تا بتوانید سحر به موقع- تقریبا 5/1ساعت قبل از اذان صبح- بیدار شوید. با این روش از ورود مقدار زیادی غذا و مایعات به معده و تجمع آنها جلوگیری می‌کنید و هضم غذا نیز راحت‌تر خواهد بود.
 
بیدار نشدن برای سحری کاملا اشتباه است و در طولانی مدت سبب ضعف و بی‌حالی روزه‌دار خواهد شد.در سحر از مواد‌غذایی پروتئین‌دار- تخم‌مرغ، حبوبات، لبنیات و گوشت- استفاده کنید و به جای نوشیدن آب زیاد، میوه‌های آبدار بخورید.
 
مایعات توصیه شده برای سحری باید به‌تدریج نوشیده شوند. یک لیوان آبمیوه و یک لیوان شربت عسل یا قند اثر مفیدی خواهد داشت.
 
رژیم غذایی سحر بهتر است شامل مواد‌غذایی متنوع باشد. این نکته برای نوجوانان اهمیت بیشتری دارد و باید از مواد‌غذایی قندی، پروتئین دار و پرانرژی استفاده کنند.از مصرف نمک زیاد خودداری کنید چون نمک زیاد سبب دفع مایعات از بدن و احساس تشنگی در ساعات روز خواهد شد. با یک رژیم غذایی معمولی، نمک کافی به بدنتان خواهد رسید و نیازی به مصرف نمک اضافی نیست. بعد از خوردن سحری حتی‌الامکان نخوابید چون وضعیت درازکش، سبب برگشت مواد به مری و ترش کردن می‌شود و گذشته از آن در طول روز احساس خوبی نخواهید داشت. این کار در درازمدت باعث سوزش سر دل و بیماری رفلکس معده و مری می‌شود.
 

 

نوروز بل 1584 مبارک ...

 

گاه‌شماری و سال‌شماری گیلکی


گاهشماری رايج، ميان مردم گيلک‌زبان کوهستان‌های گيلان و غرب مازندران، از بن و ريشه وابسته به گاهشماری باستانی ايرانی (يزدگردی قديم) بوده است و سال‌شماری يزدگردی قديم، بنابر روايات ايرانی و هم‌چنين براساس محاسبات نجومی، کهن‌ترين سال‌شمار ايرانی محسوب می‌شود. گاهشماری باستانی گیلکی، از دوران کهن تا زمان انتخاب يک روز کبيسه با نام ويشک (vishak) و نگه داشتن آن، گاه‌شمار مورد استفاده مردم و حاکمان اين منطقه بوده و سالی «گردان» محسوب می‌شد. يعنی آغاز سال آن که در ابتدای اعتدال بهاری قرار داشت، در هر 1315068/4 سال، يک روز از مبداء (اعتدال بهاری) فاصله می‌گرفت. اين چرخش تا 929 سال ادامه داشت و سرِ سال، 225 روز از مبداء فاصله گرفت و به نيمه تابستان و زمان خرمن و برداشت فراورده‌های کشاورزی و دامی رسيد. اين هنگام مناسب‌ترين زمان برای پرداخت ماليات و خراج به حاکمان بود. از اين روی با انتخاب يک روز کبيسه به نگاه‌داشت سال مبادرت ورزيدند و انجام اين کار، نخستين تجربه و اقدام در انتخاب سال و مبداء خراجی در گاهشماری‌های ايرانی است.
با توجه به آن‌چه که گفته شد، مردم ديلمان، وقتی که سر ِ سال (آغاز سال) باستانی به نيمه‌های تابستان رسيده بود، با انتخاب يک روز کبيسه در هر چهار سال با نام «ويشَک» سال را در همان جا که بود نگاه داشتند. و زمان اين اقدام، مبداء جديد سال‌شماری گیلکی گشت. که اين مبداء دقيقا برابر است با:
روز دوشنبه، هرمزد روز (اولين روز) از سال 5454 باستانی (يزدگردی قديم) و 71082 روز پيش از مبداء شمسی هجری. (چگونه‌گی محاسبه و به دست آوردن دقيق اين زمان را آقای هومند در کتاب گاهشماری باستانی مردم مازندران و گيلان نشان داده‌اند)

مراسم آغاز سال جديد (نوروزِبَل) به طور متغير، وابسته به محل برگزاری و نحوه قرار دادن پنج روز کبيسه، بين سيزدهم تا هفدهم مرداد ماه برگزار می‌شد. اما طبق محاسبات علمی آقای نصرااله هومند در کتاب «گاهشماری باستانی مردمان گيلان و مازندران» روز دقيق آغاز سال گیلکی همان 17 مرداد ماه سال هجری شمسی است.


 

درباره مبداء سالشماری گیلکی:

 

مبداء سال‌شماری گیلکی، تاريخی است که مردم ديلمان با انتخاب و اجرای يک روز کبيسه به نام ويشَک (vishak) آغاز سال را در همان جايی که قرار داشت، ثابت نگاه داشتند.
نکته مثبت در اين واقعيت اين است که، مبداء تاريخی اين مردم، نه يک رخداد سياسی، يا مذهبی، که يک رخداد کاملا علمی و البته مردمی است. زيرا آن‌گونه که گفته شد، دليل اصلی‌اش، راحتی مردم کشاورز و دام‌دار و صنعت‌گر در دادن خراج و ماليات ساليانه بوده است. بنابراين، اين مبداء، متعلق به انديشه يا مذهب يا تفکر سياسی خاصی نبوده و تنها بر پايه مناسبات توليد به وجود آمده و می‌تواند مورد وفاق تمام گيلکان، از هر انديشه و مذهبی قرار گيرد.
شايد خرده‌گيران اشکال بگيرند که چرا آغاز سال گیلکی، از ميانه تابستان است. در حالی که نوروز ايرانی در اعتدال بهاری واقع شده است.
در پاسخ به اين اشکال، دو پاسخ می‌توان داد. اول اين‌که: آغاز سال درصد بسيار بالايی از مردم کره زمين يعنی مسيحيان، در سوز و سرمای زمستانی است. و اين‌که آغاز سال در چه فصلی، باشد، درگير هيچ قاعده‌ای نيست.
دوم هم آن‌که: نوروزی که در اعتدال بهاری (آغاز سال هجری شمسی) توسط تمام کشورهای منطقه نوروز (ايران، افغانستان، تاجيکستان، هند و...) جشن گرفته می‌شود، با نوروزِبل گیلکی که آغاز سال گیلکی است تفاوت داشته و اين دو، دارای دو هويت متفاوت‌اند. اولی، جشن طبيعت و اعتدال بهاری و ريشه در اساطير آريايی ايران دارد. و می‌تواند مبداء تحويل سال قرار گيرد يا نگيرد، چنان‌که در هند يا تاجيکستان يا ترکيه، مبداء سال، همان اول ژانويه است، نه نوروز. اما نوروز هم جشن گرفته شود.
و دومی، جشنی برای آغاز سال گیلکی است که ريشه در فرهنگ و باور کهن اقوام بومی منطقه و بعدتر، مناسبات توليدی منطقه جنوبی دريای کاسپين دارد.
در تمام طول تاريخ مناطق گيلک‌نشين، کوه‌نشينان گيلک (گالش‌ها)، هم نوروز را جشن می‌گرفتند و هم در ميانه تابستان، نوروزِبل را برمی‌افروختند. و اين نشان دهنده استقلال هويت اين دو جشن از هم، در تفکر گيلک است.


تبديل سال‌های مختلف به گیلکی:


با توجه به آن‌چه که گفته شد و جدولی که ارائه گشت، برای تبديل سال هجری شمسی به گیلکی، کافی است که عدد 195 و يا دقيق‌تر، عدد 616/194را به سال هجری شمسی اضافه کنيد. برای مثال، سال 1385 هجری شمسی، برابر است با 1580 گیلکی:
1580=195+1385
و برای تبديل سال ميلادی به گیلکی، عدد 426 را سال گیلکی کم کنيد. که با توجه به اين نکته، سال 2006 ميلادی، برابر است با سال 1580 گیلکی:
1580=426-2006


ماه‌ها و روزهای سال‌شماری گیلکی:


سال گیلکی، دوازده ماه 30 روزه دارد به علاوه 5 روز اضافه به نام پنجيک (panjik) که به پايان ماه هشتم اضافه می‌گردند که روی هم رفته سيصد و شصت و پنج روز است. و هر چهار سال يک‌بار، يک روز به عنوان کبيسه به نام ويشَک بر پنج روز پنجيک اضافه می‌گردد.
اين‌جا لازم است به نقل از آقای عمادی تذکر دهيم که در تمامی گاه‌شماری‌های ايرانی ما با ماه‌های سی روزه سر و کار داشتيم و ماه‌های سی و يک روزه که در سال‌شماری فعلی مورد استفاده در ايران وجود دارد، هرگز در گاه‌شماری‌های ايرانی سابقه نداشته و اختراع دوران پهلوی اول است.

برای اطلاع بيشتر از ماه‌ها و روزهای سالشماری گیلکی، در اين‌جا به معرفی آن‌ها می‌پردازيم، با اين تذکر که پسوند «ما» که در بيشتر اسامی ماه‌های گیلکی وجود دارد، به معنی «ماه» است:

(در مقايسه روزهای هجری شمسی با گیلکی، فرض بر سال‌های 365 روزه است. در سال‌های با يک روز کبيسه، از آن‌جايی که يک روز به اسفند ماه هجری شمسی اضافه می‌شود و يک روز به پنج‌روز پنجيک در پايان ماه هشتم گیلکی، مقايسه اندکی تفاوت خواهد کرد)

اول: نوروز ما noruz mä


از 17 مرداد شمسی هجری آغاز می‌شود و تا 15 شهريور ادامه دارد. اين ماه و روز اول آن، آغاز سال گیلکی است و در بزرگ‌داشت آن شعله نوروزی (نوروزِ بل noruzə bal) می‌افروختند و جشن آغاز سال می‌گرفتند.


دوم: کورچ ما kurc mä


از 16 شهريور تا 14 مهر ماه هجری شمسی می‌باشد. در اين ماه، کوه‌نشينان کم‌کم از کوه‌ساران سربلند به سوی جلگه‌ها سرازير می‌شوند.


سوم: اريه ما arye mä


از 15 مهرماه تا 14 آبان هجری شمسی.

چهارم: تير ما tir mä


از 15 آبان تا 14 آذر طول می‌کشد. صاحب فرهنگ اسدی، يکی از معانی تير را فصل خزان نوشته است. شايد استعمال «تير» و «تيرماه» در معنی فصل خزان، يادگار باقی‌مانده نوعی از گاه‌شماری قديمی‌تر (پيش از مبداء سال‌های باستانی ايرانی) باشد که تحويل سال را از اول تابستان می‌گرفتند.
در روز سيزدهم از ماه تير ِ ما، جشن تيرما سينزه (سيزدهم تيرماه) برگزار می‌شود.
در اين جشن، اعضای خانواده نيت می‌کنند و گوشوار، انگشتر، دکمه يا هرچيزی که می‌شناسند را در ظرف آبی که از پيش آماده شده می‌اندازند و دختر نابالغی در کوزه دست می‌کند و اشياء را به طور تصادفی، يکی‌يکی بيرون آورده و به بقيه نشان می‌دهد و رباعی‌خوان، يک دوبيتی گيلکی (گِلِکی) می‌خواند و بقيه گوش می‌دهند و صاحب آن چيز از محتوای دوبيتی درمی‌يابد که نيتش برآورده می‌شود يا نه.
رباعی‌خوان يا تبری‌خوان، برای گرم شدن مجلس و شادی بيشتر، ترانه‌ها و دوبيتی‌ها را با موقؤم (muqöm) در مايه‌ای از موسيقی ايرانی می‌خواند. بيشتر رباعی‌ها و دوبيتی‌ها ترکيبی است از واژه‌های گيلکی تبری و گيلکی شرق گيلان است و آن‌ها را اميری می‌نامند و بيشترشان منسوب به اميرپازواری، شاعر گيلک‌سرای مازندرانی است.


پنجم: موردال ما murdäl mä


15 آذر تا 14 دی ماه هجری شمسی. کوه‌نشينان، لاشه گوسفند و گاو را مردال گويند. در موردال‌ما، اواخر پاييز به سبب بارنده‌گی، نوعی گياه به نام tijə در کوهستان‌ها می‌رويد که گوسفند با خوردن آن دچار مرگ و مير می‌شوند.


ششم: شرير ما šarir mä


15 دی تا 14 بهمن هجری شمسی.


هفتم: امير ما amir mä


15 بهمن تا 14 اسفند. به معنی نميرماه، يا جاودان يا مهرماه گیلکی است. شانزدهم اين ماه، امير ِ مای هشت و هشت، يعنی 16 مهرماه است که همان مهرگان معروف می‌باشد.

هشتم: آوَل ما äval mä


از 15 اسفند تا 15 فروردين هجری شمسی (چون اسفندماه در سال‌شماری هجری شمسی 29 روزه است) طول می‌کشد. اين ماه مقارن با اسفند و فروردين هجری شمسی است و در آن آيين کول‌کول چارشمبه (چهارشنبه‌سوری) اجرا می‌شود.
در پايان همين ماه، 5 روز اضافه بر 360 روز با نام پنجيک (panjik) جا می‌گيرد. هر چهار سال، يک روز به نام ويشَک نيز به اين پنج روز اضافه می‌گردد. اگر سال 365 روزه باشد، روزهای پنجيک به ترتيب: شانزدهم، هفدهم، هجدهم، نوزدهم و بيستم فروردين هجری شمسی خواهد بود و اگر سال 366 روزه باشد، پانزدهم فروردين ويشک نام می‌گيرد و روزهای شانزدهم تا بيستم، باز هم پنجيک خواهند بود. در قديم، در روزهای پنجيک، جشن می‌گرفتند و شخم زدن زمين و خيس نمودن شلتوک و بذر افشاندن را درست نمی‌پنداشتند.
نوروز اعتدال بهاری (اول فروردين هجری شمسی) نيز در اين ماه واقع شده است که در مناطق ديلمان-گيلان دارای هويتی به طور کامل جدا از نوروز گیلکی می‌باشد. و گيلکان نيز از ديرباز، هم‌گام با ساير اقوام، با خانه‌تکانی و خريد پوشاک نو و شيرينی و آجيل خود را آماده نوروز بهاری می‌کردند و هدايايی از قبيل پوشاک، کفش، شام و يا پول به مستمندان می‌دادند.


نهم: سيا ما seyä mä


از 21 فروردين تا 19 ارديبهشت هجری شمسی.


دهم: ديا ما deyä mä


از 20 ارديبهشت تا 18 خرداد ماه هجری شمسی.


يازدهم: ورفًنه ما varfəna mä


از 19 خرداد تا 17 تير ماه هجری شمسی. ماهی که برف نمی‌آيد، اوج گرما.


دوازدهم: اسفندار ما esfandär mä


18 تير تا 16 مرداد ماه هجری شمسی

 

 -------------------------------------------------------------------------------------------------------

منبع : ویکی پدیا