برگه ی سوم : کشت برنج
به نام خدا
قديمترين سندی که تاکنون به دست آمده و در آن از برنج در شمال ايران و در مازندران خبر میدهد از يک طبيب طبرستانی به نام علی بن سهل بن الطبری است که زمانی دبير مازيار بن قارن اسپهبد طبرستان بود و سپس به خدمت معتصم بالله خليفه عباسی و متوکل درآمد.
سکونت در جلگه گيلان به گونهای که به تشخص قومی گيلک و نقش تاريخساز آن در اين جلگه و هرگونه سکونت و اجتماع فشرده و تاريخساز به گونهای که نمادی از فرهنگ، قوميت و اجتماع سياسی در اين جلگه بوده باشد، تنها در پرتو رواج کشاورزی به مفهوم زراعت در جلگه گيلان ميسر بوده و زراعت در جلگه نيز لزومآ با کشت برنج در درجه نخست و پرورش کرم ابريشم در درجه دوم ملازمه داشت. و اين بدان معنی نيست که لزومآ هيچگونه استقرار يا سکونتی هرچند پراکنده در جلگه ميسر نبوده است.
پس از تمدن آهن در گيلان، تمدنهای کوهستانی و دامپرور مارليک-ديلمان و تالش، رغبتی برای گسترش قلمرو خود به نواحی جلگهای نداشتند. زيرا اقتصاد اين تمدنها بر پرورش دام به ويژه دام کوچک استوار بود که جلگه مرطوب گيلان برای آنها محيط مناسبی تلقی نمیشد. آنها نهايتآ از کوهپايههای آن به عنوان قشلاق بهره گرفتند.
در نتيجه خلاء قدرت در نواحی جلگهای موجب شد تا گروهی که بر شيوه مترقیتری از معيشت يعنی کشاورزی متکی بودند و الگوی کشت منطبق با اين ناحيه را در نواحی شرقی گيلان (مازندران) تجربه کرده بودند به آسانی نواحی جلگهای شرق گيلان را به اشغال خود درآورند .
